جمال رضايى
582
بيرجندنامه ( فارسى )
در دهههاى متأخّر اين قرن بسبب افزايش جمعيّت و گسترش سوادآموزى شاعران زيادى - از مرد و زن - در بيرجند پيدا شدهاند كه بعضى از آنان بحقّ به نام و شهرت رسيدهاند ولى چون زمان شاعرى آنان از محدودهء زمانى پژوهش نويسنده بيرون است ناگزير معرّفى اين سرايندگان را به زمانى مناسب مىگذارم ؛ اميدم اينست در كتابى ديگر كه بهعنوان " شعر در بيرجند از آغاز تا امروز " در دست تأليف دارم همهء آنان و شعرشان را معرّفى كنم و بشناسانم و چنان كه بايسته است حقّ اين شايستگان را ادا كنم . سرودن شعر به " گويش " هاى محلّى در فرهنگ و ادب ايران بىسابقه نيست و كم نيستند گويندگانى كه گاهگاه " مصراع " ، " بيت " ، " ابيات " و " اشعارى " به گويشهاى خود سرودهاند . در بيرجند از اين نوع شعر از گذشتههاى دور اثرى مكتوب بازنمانده است ؛ تنها اثرى كه از شعر گويشى بيرجند از گذشتهها به دست ما رسيده - همانطور كه در پيشگفتار " واژهنامهء گويش بيرجند " ، نوشتهام « 1 » - يك بيت و يك مصراع است كه به نقل چنگيز غلام على باى بوردى - مؤلّف كتاب " زندگى و آثار نزارى " - در ضمن غزليّات حكيم نزارى قهستانى شاعر بزرگ نيمهء دوّم سدهء هفتم و ربع نخست سدهء هشتم هجرى قمرى ( 721 - 645 ) آمده و به عقيدهء اين دانشمند به " گويش قهستانى " است « 2 » ولى چون بدرستى خوانده نمىشود نمىتوان دربارهء آنها بدرستى داورى كرد . " نصاب " يا " فرهنگ " صبوحى نيز كه بايستى در سالهاى 1210 - 1211 هجرى قمرى سروده شده باشد « 3 » به فارسى است و تنها واژهها و تركيبات و تعبيراتى كه در آن معنى شدهاند گويشى هستند . در دهههاى اخير كه گويشهاى محلّى مورد توجّه قرار گرفتهاند برخى از گويندگان ، اشعارى به گويش زادگاهشان گفته و مىگويند كه اكثر تحت تأثير زبان و شعر فارسى هستند . در اين سالها برخى از شاعران بيرجندى نيز سرودههايى به " گويش بيرجند " سروده و مىسرايند كه برخى نمونههاى خوب مىتوان از آنها به دست داد . امّا شعر " عاميانه " بيرجند در دورهء سخن ما بسيار دامنهدارتر و فراگيرتر از شعر " ادبى " و " رسمى " بود و به همان نسبت كه شمار " عامّه " مردم بر " خواصّ " و فرهيختگان افزونى داشته و دارد پهنهء كاربرد اين نوع شعر نيز گستردهتر بود و در همهء شؤون زندگى تودهء مردم و روابط آنان مانند شادى و غم ، سور و سوك ، جشن و عزا ، سفر و حضر ، حبّ و بغض ، معاشقه و مغازله ، محاضره و مشاجره ، هجران و وصال ، خلوت و جلوت و . . . هميشه و همهجا " شعر " بهترين وسيلهء بيان احساسات و عواطف بهشمار مىرفت و همواره چنين خواهد بود .
--> ( 1 ) . " واژهنامهء گويش بيرجند " . پيشگفتار . صص 18 - 17 . ( 2 ) . " زندگى و آثار نزارى " . تأليف چنگيز غلام على باى بوردى . ترجمهء مهناز صدرى . چاپ اوّل پاييز 1370 . به اهتمام دكتر محمود رفيعى . انتشارات علمى . تهران . ص 25 . ( 3 ) . " فرهنگ صبوحى " . ديباچه . ص 4 .